۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

هوا را از من بگیر ویوا را نه!!

با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماهواره ی ما طی یک عملیات انقلابی به هم ریخته یعنی جوریه که viva ای که سنگ از آسمون میومد بازم بود دیگه نیست  ....
منم از صبح کنترل تلویزیون می گیرم دستم از بالا به پایین از پایین به بالا کانالا رو عوض کنم تا بلکه یه چیز به درد به خوری پیدا بشه که نمی شه  تلویزیون روشن می شه
_ کهنسال و شکوهمند ...
فک می کنید تبلیغ چیه ؟ سمعک ؟ عینک؟ نع خیر
  یه آقایی که حدود 50 اینا داره میاد جلوی دوربین لبخند می زنه آبروشم به طبق اخلاص گذاشته  که دوستان ببینید خوب نگاه کنید نه بیشتر دقت کنید به تمامه نسوان فامیلتونم بگید دقت کنند دیدید چیزی نفهمیدید . یاه یاه یاه بنده الان ...
بله دیدید گول خوردید...
من به جای اون آقاهه خجالت می کشم و کانال و عوض می کنم
کانال بعدی
کوروش تهامی با یک ژست ژانگولاری وارد صحنه می شه و گیر داده به شریفی نیا که یه کار خوب بگو می خوایم ببریمت برزخ شریفی نیام می گه من یه روزی کل آفریقا رو غذا دادم
کوروش تهامی میگی نچ یادته می خواستی غذاهارو بفرستی یه پشه اومد سمت غذاها توا ز ذهنت گذشت که پشه رو بکشی ...
بعد هی از شریفی نیا اصرار از تهامی انکار آخر سر شریفی نیا می گه یادم اومد من به یه بنده خدایی کمک کردم متنبه بشه دستشو از دماغش درآره
تهامی خوشحال می گه آفرین خوشم اومد که می فهمی بریم برزخ ... دادا  بی زحمت اتوبوسو آتیش کن بریم ...
منم اینور چسبیدم به دیوار خدا ی بیچاره دیگه به بهشت دوزخ و ایناشم رحم نمی کنن می زنم کانال بعدی
یه بچه هه نشته رو صندلی پشتشم رو دیوار نوشتن سلام رهبر عزیزم :
بعد بچه هه با قیافه ی ماتم زده می گه سلام آقا من می خواستم ازتون خواهش کنم که واسه ما دعا کنید درس بخونیم

من که چشام چارتا شده نمی دونم بخندم یا گریه کنم مامانم میاد از جلوی تلویزیون رد می شه می گم مامان من علت همه ی مشکلاتو و دغدغه های زندگیمو فهمیدم مامانم خوشحال بر می گرده می گه چیه؟ می گم مامان آقا برای من دعا نمی کنه ..... مامانم یه جوری نگام می کنه که می فهمم الانه که یه اردنگی بخورم پس می زنم زیر خنده که قضیه رو به شوخی بگیره...
ولی واقعا شوخی شوخی دلم می خواد گریه کنم به حال خودم....

می زنم کانال بعدی امین تارخ هی داد می زنه دخترم بعد از 4 سال بدون ثبت با این یارو بوده حالا با شکم جلو اومده چی کارش کنم....
بعد ازون ور آتنا فقیه نصیری هی چشو ابرو میاد و دلبری می کنه ...
بعد عاشق اسم انتخاب کردنم بزرگ و اقدس و افسر و اکرم و امیر حافظ و  انسی و اسماعیل!!!!!!!!

بعد کانال 5 داره نون و ریحون نشون می ده که به نسبه خوب بهتر از همه سریالاشونه ولی خب دلیلش چیه ؟ دلیلش اینه که کپی سریال how I met your mother
من نمی دونم اگه سریال اونوریا بده! اخه! ما نباید ببینیم که بی تربیت نشیم پس چرا سریالای خودشون عین سریال اون وریاس یکی بیاد منو توجیه کنه...!

می زنم کانال بعدی یه بچه ی خنگی وایساده پیش بابابزرگش میگه بابا بزرگ هدفمند کردن یارانه ها یعنی چی؟
بابا بزرگه هم خوشحال با یه ژست عمیق و متفکر بر می گرده و از درخت یه هلو می کنه و میده دسته بچه هه که کلا اضافه کاریه این وسط !!! بعد می گه من اول که این باغو ساختم بله ...... یارانه چیزی خوبی است هدف مندش می کنن فهمیدی ؟

من می خواستم بگم این همه توضیح لازم نیس به خدا یه انگشتتونو بهش نشون بدین خودش می فهمه !

می زنم کانال بعدی یه پیرمرده نشسته کناره یه آقایی می گه بانک کارگزارو بزن توسعه ی تعاون اون آقا ام با یه لبخند می گه پس شما ام تعاون گرید پیرمرده می گه بله همه تعاون گریم ....
من که احساس می کنم شستشوی مغزی شدم  تلویزیون و خاموش می کنم

بابام ازون ور خونه با خنده داد می زنه ببخشید شما گوجه فرنگی هستید
منم چپ چپ نگاش می کنم و زیر لب می گم بنده به روح پدرم خندیدم
.
و می رم بخوابم تا بلکه یادم بره کهنسال و شکوهمند و تعاون و یارانه و همه این چرتا پرتا ولی وقتی بیدار می شم هنوز یادمه اون قیافه ی مضحک بچه هه آقا سلام...............

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر