۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

آموزش و پرورش!!!!!!!


همیشه تو دوران تحصیلم بهم یاد دادن (یاد که نه به زور تو مخم کردن ) که تو باید هرچی من گفتم و تکرار کنی ، تو خودت حق نداری فکر کنی و یه راه حل پیدا کنی فرصت فکر کردنو ازت میگیرن، زیر یه گونی جزوه  لهت می کنن ( اندیشه ام را از من بگیر جزوه ام را نه ) حالا اگه خدای نکرده فکر کنی و به یه راه حل برسی و حتی اگه جوابتم درست باشه می گن غلطه تا خودشون توضیح بدن ، این جوریه که از درس دادنشون لذت می برن اگه یکی که ایشالله به حق 5 تن آۀ عبا بره زیر کامیون، بگه چرا؟ اون وقته که چهره شو نو هم می کشن که اصل مگه چرا داره و با پوزخند مسخره ای بو با لذت هرچه تمام تر تخته رو سیاه می کنن از چیزایی که خودشم نمی دونه چرا فقط می دونه اصل!!!
 همیشه یه عده احمق زود باورم این وسط هستن ،سرشونو مثل کبک کردن زیر برف که  بهت بخندن که چرا  چنین سوال احمقانه ای پرسیدی مگه چرا داره
تو مدرسه دانشگاه و ... به ما چی یاد میدن؟
تقلید ، تلقین و تحمیل
درس ها به دو دسته تقسیم می شن دسته اول تخصصی ها  همونایی که اکثرمون نمیدونیم به چه دردی می خوره و دسته دوم عمومی  همونایی که همه مون نمی دونیم به چه دردی می خوره
آخه خیلی مسخره اس تو درس زبان فارسی بخونی در حالی که بدونی این زبان فارسی نیست مخلوط شله قلمکاری از عربی و مغولی و روسی و انگلیسی و.....
کی قرار تو رو بشناسه ؟ کی قرار راهنماییت کنه که راه تو بشناسی ؟ کی قرار تو رو خلاق کنه ؟ کی قرار ذهن تو رو روشن کنه؟ دیگه اینا بهشون ربطی نداره
جالب این جاس همه مون اینارو می دونیم ولی همه مون داریم همین راهی که هیچی به جز هدر رفتن سال های عمرمونه رو ادامه می دیم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر